رسانه هاى نوین

مى دانیم که رسانه هاى مدرن، ساخته دست بشرند که پس از انقلاب رنسانس پدیدار شده و به تدریج به تکامل رسیده اند. سرمنشأ این ابزارهاى نوین، فرهنگ غرب است و ریشه در تفکرات سکولاریستى و امانیستى دارد که با انگیزه قرار دادن تکنولوژى به جاى خدا، اختراع شده و توسعه پیدا کرده اند.

از آنجا که تکنولوژى ارتباطى به عنوان مهم ترین دستاورد بشرى، همه ابعاد زندگى ما را تحت الشعاع خود قرار داده، باید آن را «سلطان تکنولوژى»ها نامید؛ زیرا تأثیر آن بر فرهنگ جوامع، از همه اختراعات بیشتر، عمیق تر و گسترده تر است.

شناخت ابعاد مختلف فرهنگ این تکنولوژى، به هر عنوان، یکى از موضوعات مهم است و ضرورت دارد فلسفه، ماهیت، ظرفیتها، نظریه هاى مختلف ارتباطى، آثار فرهنگى، لوازم و شیوه هاى به کارگیرى، عناصر ارتباطى، و... آن را براى پیام رسانى دینى، به خوبى بشناسیم تا بتوانیم نسبت خود را با این پدیده نوین روشن نماییم و با آگاهى کامل و کمترین آسیب، از ظرفیتهاى آن در مسیر تبلیغ ارزشهاى اسلامى و مجاهدت در مقابل توطئه هاى دشمنان به بهترین وجه ممکن استفاده کنیم.

فلسفه وجودى هر رسانه اى، ارتباط و جذب مخاطب است. تعدد و تکثر تصاعدى وسایل ارتباط جمعى، محدودیت زمان و توان مخاطبان از طرفى و آثار مخرب انفجار اطلاعات و ترویج افکار سکولارى در سطوح مختلف، از طرف دیگر، ما را در عرصه رقابتى جدى قرار داده است که ضمن جدیت در تبلیغ و گسترش ارزشهاى الهى، باید به مجاهدت در این جهاد فرهنگى بپردازیم و شگردهاى تبلیغى دشمن را شناسایى و با آنها مقابله کنیم.

با توجه به موقعیت رسانه ملى در ایران، شناسایى جایگاه ویژه آن در سپهر رسانه اى جهان براى تبیین اهداف انقلاب و ترویج ارزشهاى اسلامى در داخل و خارج از کشور از اهمیت ویژه برخوردار است؛ زیرا وضعیت صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران در دنیا از جهات مختلف کاملاً ویژه و منحصر به فرد است.

ما باید به عنوان متولیان نهاد دینى در کشور، تکلیف خود را با این ظرفیت ویژه که اکنون کاملاً مى تواند و باید در خدمت ترویج معارف اسلامى و مقابله با پیامهاى گمراه کننده دشمنان قرار گیرد روشن کنیم.

اسلام و تبلیغ دینى

دین مبین اسلام، آیینى «جهانى» و «جاودانه» است و آمده تا رابطه بین «خدا»، «انسان» و «جهان» را تبیین و تنظیم کند. چنین دینى براى تحقق ویژگیهایى که از «خاتمیت» آن برخاسته، ماهیتا باید تبلیغى نیز باشد و از همه ظرفیتها براى گسترش خود بهره ببرد تا مفاهیم و پیامهاى آسمانى آن به همه انسانها براى همیشه و در همه جا برسد و اتمام حجت محقق گردد.

رابطه تبلیغ با امر به معروف و نهى از منکر مى تواند همگانى، همه جایى و همیشگى بودن این فرضیه الهى را از بُعد فردى و حکومتى ثابت کند.

تناسب تبلیغ با پیام و موقعیت زمانى و مکانى آن، از مهم ترین موضوعاتى است که باید همواره مورد توجه مبلغان دینى قرار گیرد. از این جهت است که معجزات انبیاى الهى علیهم السلام نیز با هم تفاوت داشته و مناسب موقعیت زمانى و مکانى و مخاطب ایشان بوده است.

قرآن کریم نیز ما را مأمور مى کند که در مقابل دشمنان، خود را از هر جهت توانمند کنیم. در سایه این دستور ما باید به آن درجه از توانمندى نایل شویم که موجب ارهاب دشمنان شود. اکنون باید ببینیم مظهر توانمندى هر ملت و فرهنگ چیست و جبهه دشمن چه تغییراتى پیدا کرده است و در جهاد فرهنگى، ابزارها و شیوه مبارزه چیست و چگونه باید خود را به درجه اى از توانمندى تبلیغى برسانیم که موجب ارهاب دشمنان فرهنگ اسلام ناب محمدى شویم؟ آیا قدرت رسانه ها یکى از مهم ترین مصادیق توانمندى دشمن در جبهه فرهنگى نیست؟

سیره پیامبر اعظم صلى الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام گویاى این حقیقت است که آنان نیز براى ترویج اسلام و تعمیم ارزشهاى الهى از تمام ابزارها، قالبها و شیوه هاى تبلیغى در چار چوپ دستورات شرع مقدس بهره گرفته و از ارتباطات «گفتارى»، «نوشتارى» و حتى «دیدارى» به خوبى استفاده کرده اند.

اسلام براى توانمند کردن جامعه اسلامى در مقابل توطئه هاى دشمن، دستوراتى مبنى بر شناخت دشمن و یادگیرى شگردهاى آنان جهت خنثى سازى آثار مخرب فرهنگى داده است و تعلیم و تعلم برخى از فنون را لازم مى داند.

این دستور با رویکردهایى چون: کاهش آثار سوء، تولیدات همانند، مقابله به مثل، خنثى سازى و مقابله با نقشه هاى شوم آنان صادر شده است که آثار سوء و عملکرد سحرگونه رسانه هاى صوتى و تصویرى، ما را ملزم به فراگیرى و مجاهده علمى و فرهنگى در این جبهه مى کند.

تحقق حکومت دینى در ایران اسلامى نیز وظیفه ما را در تبلیغ معارف قرآن و عترت علیهم السلام و ترویج داخلى و خارجى آنها دو چندان مى کند و حکومت اسلامى نیز که خود برآیند نهاد دینى است، باید این رسالت بزرگ حکومتى را به نحو احسن انجام دهد.

جایگاه قم و حوزه علمیه و رسالت آن در عصر غیبت نیز براى فراگیر کردن معارف اسلامى از موضوعاتى است که در روایات متعددى آمده و وظیفه تبلیغ رسانه اى ما را دو چندان مى کند. در این روایات، قم و اهل آن، قائم مقام حجت خدا هستند و عهده دار اتمام حجت اند و وظیفه دارند علوم و معارف الهى را به سراسر عالم برسانند تا کسى باقى نماند، مگر آنکه سخن حق به او رسیده باشد.

رسانه دینى و دین رسانه اى

از مهم ترین مسائلى که در نظریه پردازى «تبلیغ دین در رسانه هاى نوین» باید به آن توجه شود، شناخت محدوده و ظرفیتهاى دین و قلمرو دین براى تبلیغ مفاهیم خود و آشنایى با ظرفیتهاى رسانه هاى نوین است.

بدون شک، رسانه هاى «مکتوب»، «صوتى» و «تصویرى» کاملاً در مزیتها و معایب با هم متفاوت اند و هر کدام از آنها، ماهیت و جنس ویژه اى دارند و در حمل مفاهیم یکسان نیستند. همچنین، دین نسبت به چگونگى تبلیغ خود نظر دارد و اجازه استفاده از هر نوع ابزار، قالب و شیوه اى را براى گسترش خود نمى دهد؛ علاوه بر آنکه درباره قلمرو تبلیغ مفاهیم خود، نظر خاص دارد.

تعامل نهاد دین و نهاد رسانه

قدمت بحث تعامل «دین» و «رسانه» و استفاده از رادیو در دنیاى مسیحیت، به سال 1920 م بر مى گردد که اونجلستها به منظور رساندن پیام کلیسا به درون خانه ها، از این رسانه صوتى استفاده کردند. از آن زمان، همواره بین کلیسا و اصحاب رسانه مباحثى وجود داشته است؛ اما با ورود رسانه هاى تصویرى و قدرت فزاینده و تأثیرات تخریبى آنها بر فرهنگ دینى، دغدغه ها نسبت به تعامل دین و رسانه افزایش یافت تا جایى که کتابهاى مستقلى درباره عواقب خطرناک تأثیرات رسانه ها به ویژه تلویزیون نگاشته شد.

در سایه این تعامل، سه نظریه مهم ذیل مطرح شد:

گروه اول، دیدگاهى افراطى در مقابل این تکنولوژى داشتند و آن را برایند فرهنگ الحادى و ضد دینى مى دانستند و معتقد بودند هر تکنولوژى فرهنگ خود را نیز به همراه دارد از این رو، با دغدغه هاى دینى، برخوردى سلبى با رسانه داشتند و با استدلال کالایى شدن دین در رسانه ها طرح موضوعات دینى در رسانه را باعث تقدس زدایى از آن مى دانستند. (محتوا گرایان)

گروه دوم، بر این اعتقاد بودند که رسانه ها صرفا ابزارند و مى توان بدون هیچ دغدغه اى هر نوع محتوایى اعم از دینى و دنیایى را در آنها مطرح کرد. (ابزار گرایان)

و گروه سوم، معتقدند اگرچه رسانه هاى مدرن فرهنگ خود را به همراه دارند؛ اما از چنان قدرتى برخوردار نیستند که نتوان از آنها براى تبلیغ مفاهیم آسمانى بهره گرفت. بنابراین، باید با شناخت ظرفیت رسانه ها براى تبلیغ دین و آگاهى از قلمرو دین براى تبلیغ مفاهیم مقدس، آگاهانه از توانمندى این ابزار قدرتمند و تأثیرگذار استفاده کرد. (ظرفیت گرایان)

در کشور ایران تعامل دین و رسانه تقریبا با پیروزى انقلاب اسلامى آغاز شده؛ اما دغدغه هاى جدى درباره این موضوع و فعالیتهاى علمى و تولید محتوا، حدود یک دهه بیشتر سابقه ندارد و چندان کارى به ویژه در حوزه علمیه درباره آن صورت نگرفته است.

وقتى مفاهیم دینى در رسانه هاى نوین مطرح مى شود، ما با دو اصطلاح جدید روبه رو هستیم: «رسانه دینى» و «دین رسانه اى» و باید بررسى شود که این آموزه ها وقتى از این رسانه ها پخش مى شوند، چه ویژگیها و شرایطى پیدا مى کنند؟ بنابراین، با اصطلاحات دیگرى چون: «مذهب مدرن»، «دین حقیقى و مجازى»، «شبه دین»، «دین کالایى»، «دین انتزاعى»، «دین انعطافى» و مباحث مربوط به هر یک از آنها، مواجه مى شویم که بررسى آنها در این مختصر نمى گنجد.

شاخصه هاى رسانه دینى از موضوعات بسیار مهمى است که در صورت تعیین مؤلفه هاى مورد نظر، بسیارى از مشکلات دین در تعامل با رسانه ها روشن خواهد شد.

اگر رسانه دینى را به یک معنا همان «مبلغ نوین دینى» بدانیم، راحت تر مى توانیم شاخصه هاى آن را متناسب با اقتضائاتى که رسانه هاى ارتباط جمعى دارند، به دست آوریم و اگر هدف از دین را «هدایت» انسان به سوى خدا بدانیم، آنگاه مى توانیم بگوییم که:

رسانه دینى، رسانه اى است که: «محتوا، پیامها، ابزارها، قالبها، شیوه ها و... به کار گرفته شده در برنامه هاى آن مقبول و مشروع بوده و باید به گونه اى تنظیم و به کار گرفته شوند که تأمین کننده آن هدف غایى باشند و هرچه سبب غفلت و دورى از آن هدف نهایى باشد، به عنوان «پارازیت» و مانع «پیام» به شمار رود.»

در رسانه دینى، نقش کارگزاران و کسانى که در مراحل مختلف تولید پیام فعالیت مى کنند، در خروجى و تأثیرگذارى موضوعیت دارد و نباید از نظر دور بماند.

رسالت حوزه علمیه براى تبلیغ دین از رسانه ملى

ما در حکومت اسلامى براى نهاد دین (حوزه علمیه) سه نقش اساسى، از مهم ترین مسائلى که در نظریه پردازى «تبلیغ دین در رسانه هاى نوین» باید به آن توجه شود، شناخت محدوده و ظرفیتهاى دین و قلمرو دین براى تبلیغ مفاهیم خود و آشنایى با ظرفیتهاى رسانه هاى نوین است

یعنى: «تحقیق»، «تبلیغ» و «تحقق» دین قائل هستیم؛ علاوه بر آنکه ایجاد فضاى سالم براى پرداختن به این نقشهاى اساسى، همچنین مجاهدات در مقابل توطئه هاى دشمن و مقابله با پیامهاى گمراه کننده رسانه هاى رقیب و استنباط و بیان احکام آنها را نیز از وظایف مهم حوزه علمیه مى دانیم.

نسبت به ایجاد رسانه دینى و حرکت به سوى آن و تعامل حوزه علمیه و رسانه ملى، فرضیه هاى متفاوتى وجود دارد که مى توان آنها را به سه فرضیه کلى تقسیم کرد:

فرضیه اول: به دلیل شرایط حاکم بر رسانه ملى و لغزندگى مقوله هنر و رسانه هاى نوین، ما خود را از آنها کنار بکشیم و از باب احتیاط به همان تبلیغ سنتى و قدر متیقّنها اکتفا کنیم.

فرضیه دوم: با توجه به وضعیت فعلى رسانه ملى، به این سطح از تعامل قانع باشیم و در حدى که ضرورت دارد، همکارى کنیم و صرفا به صورت دستورى و طرح دغدغه ها، رسانه ملى را در جهت رعایت موازین شرعى راهنمایى و در نهایت، ملزم کنیم.

فرضیه سوم: با توجه به مبانى نظرى رسانه اى و دینى مورد نظر، به سوى ایجاد رسانه هاى دینى متعدد و متکثر حرکت کنیم و از ظرفیت ویژه این ابزارها در جهت گسترش ارزشهاى الهى و زمینه سازى ظهور بهره بردارى نماییم و بر کلیه مراحل تولید و پخش آن نظارت و کلیه فرایندهاى آن را هدایت کنیم.

به نظر مى رسد فرضیه سوم با ادله عقلى و نقلى قابل اثبات است که البته اثبات آن پژوهشى جداگانه و مفصل را مى طلبد.