حدیث


• امام باقر (سلام الله علیه) : •

پيامر خدا وقتى در مدينه بود درخواست مى‏نمود كه از آب زمزم برايش هديه بياورند.

حدیث


• پيامبر اکرم (صلی الله عليه و آله): •

اطلاعیه

جلسه این هفته گروه با موضوع بررسی کارکردهای نهاد امامت جمعه در منزل حجة الاسلام و المسلمین احمد زارعی برگزار می شود

لحظاتی با کاروان غدیر

توسط حجة الاسلام و المسلمین ذکاوت

چون رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مناسك حج را بجا آورد على عليه السّلام را در قربانى خود شريك ساخت و با مسلمانانى كه همراهش آمده بودند بسوى مدينه بازگشت تا رسيد بجائى كه معروف بغدير خم است، و آنجا جاى منزل كردن نيست زيرا آب و چراگاه ندارد (و مسلمانان از نظر بى‏آبى و چهار پايانشان از جهت نبودن چراگاه و علوفه در مضيقه قرار ميگرفتند) پس آن حضرت در آنجا فرود آمد و مسلمانان نيز با او در همان جا فرود شدند، و سبب فرود آمدنش در آنجا اين بود كه دستورى از خداى تعالى در باره نصب خلافت أمير المؤمنين و جانشينان او در ميان امت پس از او نازل گشت، و پيش از اين نيز در اين باره وحى بر آن حضرت شده بود ولى زمانى براى اين كار در وحى الهى تعيين نشده بود، پس آن حضرت اين كار را بتأخير انداخت و موكول كرد بوقتى كه از اختلاف و دودستگى مردم نسبت بامير المؤمنين عليه السّلام آسوده خاطر باشد، و خداى عز و جل ميدانست كه اگر از غدير خم بگذرد بيشتر مردمى (كه همراه او بودند و از قراء و اطراف مدينه بودند) از آن حضرت جدا شوند و بسوى ديار و خانه‏هاى خود بروند، پس خداى عز و جل اراده فرمود كه آنان را براى شنيدن فرمان جانشينى آن حضرت گرد آورد، و خواست حجت در اين باره بر همگى تمام شود، پس خداى تعالى اين آيه را نازل فرمود: «اى پيامبر برسان آنچه را فرود آمده بر تو از پروردگارت»

ادامه نوشته

برخی از احکام زرتشتی گری

مجموعه قوانین زرتشت دراصطلاح اوستا، به نام وندیداد موسوم است. این واژه از سه لفظ سانسکریت[1] ترکیب یافته، یکی «وی» یا «ویگ» (Vig) به معنی ضد یا دشمن، دوم «ئو» به معنی دیو و عفریت و سوم «داده یا «داتم» به معنی قانون. این سه لفظ مجموعاً به عبارت «وی دوه داتم» (Vi daevo datem) یا «وندیداد» به معنی قانون ضد دیو می­باشد[2]. این کتاب شامل 22 فصل است که به مباحثی مانند آداب طهارت، کیفرها و شریعت زرتشتیان می­پردازد[3]. در ذیل به بخشی از آنها اشاره می­کنیم:

·      قطعه زمینی که در آن سگ یا انسان فوت کرده است باید در مدت یکسال بی کاشت و محصول بماند. (وندیداد/ فصل ششم)

·      بگ زرتشت2برج خاموش یادخمه جایی است که اجساد را در آن برهنه می­کنند، در آنجا طولی نمی­کشد که کفتارها جز استخوان[4] چیزی از جسد را باقی نمی­گذارند. تا دهه 1340 هـ.ش در ایران از دخمه برای دفن مردگان استفاده می­کردند.

·      زنی که زایمان کرده است، اگر در سه روز اول آب بنوشد، 400 ضربه شلاق می­خورد. (وندیداد/ فصل هفتم/ ص72)

·              اگر زن کودک مرده به دنیا آورد، نخستین خوراک این زن ادرار گاو آمیخته با خاکستر است که وی باید سه یا شش یا نه جرعه فرو برد و بلع نماید. (وندیداد/ فصل هفتم/ ص65 و 66)

·      اگر مردی روی جسد مرده پوشاک بافته شده از نخ یا پوست بیاندازد، به قدری که تمام بدن وی را مانند لباس بپوشاند، 2000 ضربه تازیانه او را سزاوار است. (وندیداد/ فصل هشتم/ ص25)

·      کشتن خارپشت (در وندیداد به سگ خارپشت تعبیر شده است)[5] 200 تازیانه مجازات دارد. (وندیداد/ فصل سیزدهم/ ص4)

·      زن دشتان (حایض) باید در اتاقی قرار گیرد که نگاهش به آتش نیافتد و از آتش، آب و گیاه رَسَم سی گام فاصله داشته باشد و مردی که برای او غذایی برد باید سه گام مانده به او غذای او را که از دو قطعه نان خشک و یک مقدار آب جو است روی زمین قرار دهد و برگردد. و اگر کودکش او را لمس کرد باید دستها و سپس تن کودک را شتسشو دهند. (وندیداد/ فصل شانزدهم/ ص4 تا 8)

·      اگر زن دشتان پس از نه شب باز هم در خون حیض باشد چنین معلوم خواهد شد که دیوها در جشن و بزرگداشت خودشان آفت خود را به این زن نازل ساخته­اند، مزدا پرستان در این موقع باید یک معبر که از درخت و گیاه خالی باشد انتخاب نمایند و سوراخ در زمین بکنند و زن را در دو سوراخ اول با ادرار گاو و در سوراخ سوم با آب شستشو دهند. (وندیداد/ فصل شانزدهم/ ص11 و 12)

شبیه این آداب تطهیردرمیان هندوها  نیز رایج است.

·      تشییع جنازه: کسانی که جسد مرده را حمل کرده­اند باید به فاصله سه گام از جسد بنشینند و آن گاه موبد رو به مزداپرستان چنین بانگ برآورد: ای مزداپرستان باید ادرار گاو حاضر نمائید تا کسانی که مرده را حمل کرده­اند تن خود و گیسوان خویش را بشویند.

·      بگ زرتشت2زرتشت از اهورامزدا پرسید: ای مقدس بگو بدانم، از کدام ادرار، ادرار گوسفند، گاو، مرد یا زن

·      اهورامزدا پاسخ داد و گفت: از ادرار گوسفند یا گاو نر باشد و از ادرار مرد یا زن نباشد، مگر مرد و زنی که نزدیکترین خویشاوندان مرده باشند. (وندیداد/ فصل هشتم/ ص11 تا 13)

·      کشتن سگ آبی: کسی که سگ آبی را بکشد مجازاتهای زیر برایش پیش بینی شده است:

ü    بیست هزار ضربه شلاق؛

ü    کشتن بیست هزار مار خزنده و سگ نما؛

ü    کشتن ده هزار لاک پشت؛

ü    کشتن ده هزار قورباغه که در خشکی زندگی می­کند؛

ü    کشتن ده هزار مور دانه کش؛

ü    کشتن ده هزار مور گزنده؛

ü    کشتن ده هزار کرم خاکی؛

                                   4                                                                           5                                                                           6

 
کشتن ده هزار مگس و.... (وندیداد/ فصل چهاردهم/ ص1 تا 5)



1.سانسکریت زبان علمی، قدیم و مقدس هندوان و آن یکی از زبانهای مهم هند و ایرانی است که با زبان اوستا خویشاوندی نزدیک دارد.

2.مجموعه قوانین زرتشت، داقتر، موسی جوان.

3.پاسخ به پرسشهای دینی زرتشتیان، مؤید دکتر اردشیر خورشیدیان.

4. روش تدفین در ایران باستان، فریدون شیرمرد فرهمند.

5. (اوستا/ جلیل دوستخواه/ ج2/ ص 1075).

دل نوشته

سلام آقا.

دوباره من . دوباره حرف های من . دوباره این دل غمین. دوباره من

اما آقا اینبار جور دیگر

 همیشه من خواستم شما نخواستی و من در توهم زمینی بودنم فکر میکردم  از درت رانده ای

اما افسوس که تو خواستی و من نخواستم ...

آقا عرفه دعوتم کردی آمدم . اعتکاف خواستی آمدم . اذن شب قدر دادی لبیک گفتم

اما هزار افسوس دست به سویم دراز کردی و من ...

اما حال آمدم با کوله باری از پشیمانی و ندامت

آمدم صدایت کنم

آمدم گدایی ات کنم

آمدم بگویم  ...

آقا دستم بگیر

نوشته سید محمد موسوی در 90/06/22

بيانات در جمع روحانيون شیعه و اهل سنت كرمانشاه

 

1390/07/20

‌

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/17518/smpl.jpg

در اولین روز از سفر كرمانشاه

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
و الحمد للَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‌القاسم محمّد و على ءاله الأطيبين الأطهرين و صحبه المنتجبين سيّما بقيّةاللَّه فى الأرضين‌.

قال اللَّه الحكيم فى كتابه:
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
الّذين يبلّغون رسالات اللَّه و يخشونه و لا يخشون احدا الّا اللَّه و كفى باللَّه حسيبا(1)

 براى من، يكى از ديدارهاى شيرين و لذتبخش در سفرها، ديدار با علماى محترم و فضلاى گرامى كه در سرتاسر كشور، در استانهاى مختلف مشغول خدمتند، و ديدار با طلاب جوان، نهالها و شكوفه‌هاى نو در عرصه‌ى تربيت دينى و تعليم دينى است. امشب هم بحمداللَّه اين جمع متراكم - برادران، خواهران، طلاب، فضلا و علماى محترم استان، از شيعه و سنى - حضور داريد، كه براى من فرصت شيرين و مغتنم و همراه با حظوظ معنوى است.

 چند جمله عرايضى را عرض ميكنم؛ ليكن قبل از اينكه مطالبم را عرض كنم، لازم ميدانم ياد نيكى بكنم و تجليل كنم از عالم بزرگوار و اخلاقى و زاهدى كه عمرش را به دستور مرحوم آيةاللَّه بروجردى در اين استان گذرانيد و اجر زحمات خود را با شهادت ديد؛ شهيد بزرگوار محراب، مرحوم آيةاللَّه اشرفى، كه شنيدم همين روزها سالگرد آن بزرگوار است. من توفيق پيدا كردم مكرر در منزلشان در كرمانشاه با ايشان ملاقات كنم؛ دو نفرى بنشينيم و گفتگو كنيم. در جلسات ديگر هم ايشان را ديده بوديم؛ در جلسه‌ى ائمه‌ى جمعه‌ى استان در اسلام‌آباد، كه مرحوم شهيد صدوقى از يزد آمده بود و ديگران هم بودند. زير بمباران، جلسه‌ى ائمه‌ى جمعه‌ى استان را تشكيل دادند و ما هم شركت كرديم. در جلسات متعدد، من اين مرد بزرگوار را از نزديك ديده بودم؛ حقاً و انصافاً مصداق يك عالمِ عامل بود. فقط زبان او تبليغ نميكرد؛ عمل او هم تبليغ ميكرد. تواضع او، زهد او، بى‌اعتنائى او به بسيارى از چيزهاى ظاهرى، از ويژگى‌هاى او بود؛ مرد بزرگى بود. خداى متعال هم به او اجر داد؛ در آخرِ يك عمر نسبتاً طولانى، خداى متعال مرگ ناگزير را براى او به شهادت قرار داد. بارها عرض كرديم؛ شهادت مرگ تاجرانه است، مرگ پرسود است، اين روغنِ ريخته را نذر امامزاده كردن است. بالاخره اين روغن كه خواهد ريخت؛ «كلّ نفس ذائقة الموت».(2) اگر چنانچه انسان سعادت پيدا كند - پروردگارا ! ما هم مشتاق اين سعادتيم - اين حادثه‌ى ناگزير را به خدا بفروشد، سود سرشارى كرده است. «انّ اللَّه اشترى من المؤمنين انفسهم»؛(3) خدا جان را ميخرد، خدا مشترى است. اين خيلى سعادت بزرگى است، و اين مرد اين سعادت را پيدا كرد.

 در اين استان، رفيق قديمىِ عزيز ما، مرحوم حاج آقا بهاءالدين محمدى عراقى هم جزو همين سعادتمندانى بود كه به شهادت رسيد. مرحوم آقاى حاج آقا بهاء از شاگردان خوب امام و از دوستان ما بود در قم. رحمت خدا بر اين دو شهيد.

 همچنين يادى بكنيم از عالم اخلاقىِ مهربانِ متواضعِ دوست‌داشتنى و صميمى‌مان، مرحوم حاج آقا مجتبى حاج آخوند، كه ايشان هم از رفقاى قديمى ما بود از مدرسه‌ى حجتيه در قم؛ مؤمن، با صفا، صالح، صادق. رحمت خدا بر او.


ادامه نوشته

حدیث


•  امام صادق (سلام الله علیه) : •

پدرم به من فرمود: اى جعفر! فلان مقدار از دارايى‏ام را برايم وقف كن تا گريه‏كنندگان در مِنا و در ايّام مِنا ده سال بر من بگريند.

بحار الأنوار - ج 46 - ص 220