حیات واقعی (2)

قرآن راه مستعد شدن برای این حیات را متدین شدن به دین الهی معرفی می کند، یعنی با سر سپردن به دین به حیات می رسی: یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم  لما یحییکم...

در این حیات آنچه اتفاق می افتد، علم و عمل صالح است، در رابطه ها، تصمیم گیری ها و موضع گیری ها شعور دخالت دارد و عمل صالح صادر می شود.

" مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ؛ هر یک از زن مرد در حالی که ایمان دارد، عمل صالح انجام دهد، پس او را به حیاتی پاک زنده می گردانیم و حتما پاداش عمل آنها را به بهترین وجه می دهیم"

بعضی آنقدر قدرت حیات پیدا می کنند که علاوه بر این دنیا در برزخ نیز از دنیا آگاه هستند و فهم و درک صحیحی از آن دارند و اثر گذاری صحیح و هدایت گونه. آنچه درباره امامان «علیهم السلام» به عنوان کرامت و معجزه می بینیم و می شنویم در همین قالب است.

درباره شهید نیز آیه قرآن می فرماید: وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ؛ و گمان مبرید که کشته شدگان راه خدا مرده اند بلکه زده هستند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند، آنان به فضل و رحمتى كه از خداوند نصيبشان گرديده شادمانند و به آن مؤمنان كه هنوز به آنها نپيوسته‏اند و بعدا در پى آنها به راه آخرت خواهند شتافت مژده دهند كه از مردن هيچ نترسند و از فوت متاع دنيا هيچ غم مخورند (آل عمران/169 الی۱۷۰)

این قدرت حیات در زمان زندگی ظاهری شهید، که جان خود را داد تا عامل حیات یعنی دین باقی بماند نمود برجسته دارد، وقتی رفت و بعد از سال ها دریافت ما در مسیر نیستیم، راه گم شده است، آن عامل حیات انسانی رها شده است، هرکس به منافع و مصالح مادی خود چسبیده است، جامعه رو به عقب رفته، جوانان در مسیری رها شده اند که ره زن فراوان دارد، در دام حرامیان گرفتارند، به کمک همان حیات باز هم وارد میدان شدند و مدیریت امور را به دست گرفتند، پیکرهایشان یکی یکی تفحص شد و راهی شهر ها شدند و پیامبر وار کار هدایت بشر را به دست گرفتند، این از برکات همان حیاتی است که در دنیا پی ریزی کردند. معلوم شد که انسانی که حیات طیبه داشته باشد چه می کند و با جامعه و اطراف خود چه معامله ای انجام می دهد.

شما جزء کدوم دسته هستید؟

به بهانه روز کتاب و کتاب خوانی

اگه یه نفر زمین بخوره دستشو میگیری و بلندش می کنی ؟ یا یه لگد هم بهش میزنی ؟

اگه یه نفر مظلوم واقع شده شما کمکش میکنید یا فرصت رو غنیمت میشمورید و شما هم پازل ظلم رو کامل میکنید ؟

اگه یه نفر در مسابقه داره برنده میشه و میبینید بعضی سنگ جلوش میندازند شما سنگها رو برمیدارید یا ...؟

به هر حال بعضی ها وقتی بهشون ظلم میشه داد بر میاورند که آآآآیی  داد بی داد چرا ظلم چرا کمکم نمیکنید و...

ولی وقتی نوبت به خودشون میرسه ...

از کسی پنهان نیست از شما هم پنهان نباشه ،مدتیه بعضی از کشورهای غربی که ادای گفتگو رو در میاورند و تا کم میاورند دست به دامن زور و تحریم و تهدید و ... میشوند و حال دست به تحریم ایرانیان تاریخ ساز نموده اند تا به خیال خود جلوی قطار پیشرفت ملت ایران را بگیرند و مردم را از این قطار پیاده کنند ،هر چند سر بلندی مردم ایران در این امتحان هم به فضل پروردگار قابل پیش بینی است اما برخی از زالو صفتان در صدد هستن از اب گل الود ماهی بگیرند ...

بنده به حسب وظیفه و به مناسبت روز کتاب حکم مرتبط با این روز و شرائط جامعه را خدمتتان تقدیم میکنم.

ادامه نوشته

به بهانه 24 ذی الحجة سال روز مباهله حضرت رسول صلی الله علیه و اله با مسیحیان

سلام بعضی ها اسلام رو متهم میکنند به اینکه دین را به زور شمشیر به کرسی نشونده است ، صرف نظر از دلائل فراوان بر رد این مدعی ، اولا : اسلام مثل انها نیست تا در مذاکره کم اورید، دست به تهدید و تهمت و ...میزنید ثانیا : اگه سواد دارند که دارند یه مقدار تاریخ بخونید در سالیان دور که مصادف بود با 24 ذی الحجة وقتی پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله دلائل خود را بر حقانیت بر مسیحیان ارائه کرد ولی قبول نکردن و گفتن ما بر حقیم و هنوز پیامبر اخر الزمان نیامده است وقتی پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله دید انها قبول نمیکنند دست به شمشیر نبرد فحش و ناسزا نگفت و ...فقط فرمود : پس خداوند متعال بین ما قضاوت میکند که کدام یک راست میگوییم ،لذا دعوت به مباهله نمودند ،که در ادامه می اید ولی قبل از مطالعه اجازه بدید یه ربط کوچیک هم به شرایط جامعه خودمون هم بدیم که بعضی از گروهها یا مردم  یا احزاب تا در مناظره یا یه جریان کم میاورند به جای اینکه از رفتار نبی اکرم صلی الله علیه و اله درس بگیرند و راه منطقی را در پیش بگیرند، ولی متاسفانه میبینیم دست به توهین و فحش و ناسزا میزنند، به نظر شما این عمل در اسلام چه حکمی دارد ؟

ت    ش  ک    ر    ویژه

باسلام

از جناب آقای احمدی دوست دیرین مان که مدتی است که به امر وظیفه وبرای تبلیغ دین در مقابل هجمه های تبلیغی دشمن در سواحل دریای بوشهر خدمت می کنند تشکر کرده اجرشان با حضرت ولی عصر ان شاء الله ، اما سخن دراین جا است که جناب آقای احمدی هر جا احساس وظیفه کنند کار را به نحو احسن انجام می دهند. لذا وقتی از ایشان خواستیم تا مطلبی برای وبلاگ گروه مان بفرستند این کار در اسرع وقت انجام داده اند بنابراین از طرف رییس ودوستان گروه  تشکر ویژه ازایشان داریم ان شاءالله که هرکجا باشند لطف وتوجه حضرت ولی عصر برای ایشان وخانواده محترمشان باشد . دعاگوی شما هستیم.

جلسه هفتگی

باسلام خدمت دوستان گروه

این هفته جلسه هفتگی گروه منزل آقای شریعت  می باشد که متعاقبا اطلاع رسانی خواهد شد.

باتشکر

پاسخ شماره (5) شما دوستان چگونه پاسخ می دهید؟

باسمعه تعالی

باسلام

درباره كيفيت معراج رسول گرامي باید گفت چهار نظریه  وجود دارد:

1. معراج پيامبر اكرم در تمام مراحل روحاني بوده است، يعني روح به صورت تخليه از جسد، اين عوالم را طي كرده است.
2. معراج پيامبر روحي بوده، اما نه به صورت تجرد از بدن، بلكه به صورت رؤيا و برزخي بوده و تمام عوالم به صورت رؤيا سير شده است.
3. سير پيامبر از مسجدالحرام تا مسجدالاقصي جسماني و روحاني بوده و از آنجا به بالا به صورت روحاني بوده و اين نظريه را ابن شهرآشوب برگزيده و به علماي اماميه نسبت داده است.
4.  سير حضرت در تمام مراحل جسماني و روحاني بود و همه جا را با تن و روان، سير نموده است.
مشهور در ميان دانشمندان شيعه نظريه

ادامه نوشته

حدیث هفته

امیر المومنین(علیه السلام) می فرماید :

ثَمَرَةُ التَّفْرِيطِ النَّدَامَةُ وَ ثَمَرَةُ الْحَزْمِ السَّلَامَةُ


حاصل کوتاهى، پشيمانى، و حاصل دورانديشى، سلامت است - نهج البلاغه -حكمت 181



کوهساری

شما دوستان چگونه پاسخ می دهید؟ شماره (5)

 آيا معراج پیامبر اسلام (صلی الله وعلیه وآله وسلم) جسمانى بود يا روحانى ؟






کوهساری


زنده ایم یا مرده؟!

حیات واقعی(۱)وضو

 در علم پزشکی زنده به کسی می گویند که دارای علائم حیاتی باشد، قلب او بتپد، سیگنال های مغزی داشته باشد و نفس بکشد. این فرد زنده است ولو نتواند حرف بزند یا تشخیص بدهد. اما در لسان دین مرده و زنده تعریف دیگری دارد. برای درک مفهوم حیات دینی از مرگ از کارشناس ارشد دین نظر می گیریم: امیر المؤمنین «علیه السلام» می فرماید: «فالصوره صوره انسان و القلب قلب حَیَوان، لا یعرف باب الهدی فیَتَّبِعَه و لا باب العَمی فیَصُدُّ عنه و ذالک میت الاحیاء؛ مرده کسی است که تنها از آدمیت صورت انسانی را به ارث برده و لیکن قلب و دل او حیوانی است و خصیصه دل حیوانی این است که بد و خوب را به جای خودشان تشخیص نمی دهد، یعنی راه هدایت را به عنوان هدایت تشخیص نمی دهد تا از آن پیروی کند و راه کوری و بدبختی را کوری و بدبختی نمی داند تا از آن دوری کند». بیشتر ملاک حرکت برای او هوای نفس و لذت های نفسانی و احیانا در مواردی تعصبات کور و منافع گروهی است. امام علی «علیه السلام» این فرد را مرده ای در میان زنده ها معرفی می کند. خوب اگر نفهمیدن و جهل مایه موت است، پس برای همین است که روایت شریف می فرماید: «الجاهل میت بین الاحیاء؛ جاهل مرده ای است بین زنده ها» یا می فرماید: «الجهل ممیت الاحیاء؛ جهل زنده ها را می کشد». حالا میتوان گفت ملاک زنده بودن و حیات معنوی به دست آمد و آن شعور و فهم و ارده است. فهم خوبیها و بدی ها و اراده کردن خوبیها و ارزش ها، این می شود زنده بودن، این می شود صورت و صیرت انسانی. قدرت این درک و شعور را خداوند در انسان نهاده است و هرکسی دستکاری در و جود خود نکند راحت می تواند این شعور را در خود بیابد، لذا فرمود:

«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُون‏؛ پس روى خود را متوجّه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده دگرگونى در آفرينش الهى نيست اين است آيين استوار ولى اكثر مردم نمى‏دانند «روم/ 30»

و در سوره" اعلى" مى‏فرمايد:«سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى (1) الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى (2)... فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى‏ (9)سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى‏ (10) وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى (11) منزّه شمار نام پروردگار بلندمرتبه‏ات را! (1)همان خداوندى كه آفريد و منظم كرد، (2)...پس تذكّر ده اگر تذكّر مفيد باشد! (9)و بزودى كسى كه از خدا مى‏ترسد متذكّر مى‏شود. (10)امّا بدبخت‏ترين افراد از آن دورى مى‏گزينند، (11)»

و در سوره" شمس" مى‏فرمايد:«وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها؛ و قسم به جان آدمى و آن كس كه آن را (آفريده و) منظّم ساخته، (7)سپس فجور و تقوا (شرّ و خيرش) را به او الهام كرده است، (8)كه هر كس نفس خود را پاك و تزكيه كرده، رستگار شده (9)و آن كس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته، نوميد و محروم گشته است! (10)»... * در ترجمه ها از ترجمه آیت الله مکارم حفظه الله استفاده شده است

شهادت امام باقر(علیه السلام) را به شما تسلیت عرض می نمایم

‏

انسان درپاره‏اى از امور مانند ظلم و عدالت، زشتى يا خوبى عمل را درك مى ‏كند و حق را از ناحق تشخيص می دهد .ليكن در بسيارى از امور دچار لغزش مى‏شود و توان تشخيص حق و باطل را ندارد. خداى متعال انبيا و امامان معصوم(علیهم السلام) را به عنوان ميزان حق و باطل قرارداده، كلام و عمل آنان معيار تميز حق از باطل و درست از نادرست است.

محمد بن مسلم مى‏گويد: امام محمّد باقر (علیه السلام) فرمود:

 «لَيْسَ عِنْدَ احَدٍ مِنَ النَّاسِ حَقٌ وَ لا صَوابٌ وَ لا احَدٌ مِنَ النَّاسِ يَقْضى بِقَضاءٍ حَقٍّ الَّا خَرَجَ مِنَّا اهْلَ الْبَيْتِ وَ اذا تَشَعَّبَ بِهِمُ الْامُورُ كانَ الْخَطاءُ مِنْهُمْ وَ الصَّوابُ مِنْ عَلِىٍّ عَلَيْهِ السَّلام» « الكافي، ج‏1، ص: 399»

ادامه نوشته

چرا حج واجب شده؟ اصلا مگه حج واجبه؟

 

فکر میکنن پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله از یاد و دل ما بیرون میره غافل از اینکه ما زندگی و تمام هستیمان را مدیون وجود نازنین رحمت للعالمین هستین چقدر بجا خداوند حج رو واجب کرده مخصوصا وقتی که می بینیم خداوند متعال برای این طور روزهایی حج رو واجب کرده(البته یکی از دلیلها اینه) تا مردم با جمع شدن در مکه و مدینه محل نزول وحی و محل زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله یاد و نام حضرت بیش از پیش در دل و یاد مسلمونها زنده بیشه

راستی چقدر وقت میزارن و برنامه میریزن ولی خداوند متعال همشو بهم میریزه(این قسمت یه ایه در قران داره اگه گفتی کدومه؟)

اگه میخواهید دلیل وجوب حج رو بدونید با ما همراه بشید...

ادامه نوشته