امام خمینی ره :

بدان كه بر هر مكلّفِ جامع شرايط، وجوبِ حج، به دليل قرآن و احاديث وارده از نبى اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام ثابت است.

حج يكى از اركان دين و از ضروريات آن به شمار مى‌رود. ترك حج با اقرار به وجوب، يكى از گناهان كبيره و با انكار، موجب كفر است. [1]

[1]. آية اللّٰه بهجت: در صورت منافات با بقاى تصديق به وحدانيّت خالق يا بقاى تصديق به نبوّت و عدم استناد به شبهۀ خاصۀ به شخص[1].

آيات عظام تبريزى، خويى، سيستانى: در صورتى كه مستند به شبهه نباشد.

آية اللّٰه فاضل: چنانچه به انكار رسالت برگشت كند.

آية اللّٰه مكارم: در صورتى كه علم به ضرورى بودن آن داشته باشد.

خداوند متعال در قرآن مجيد فرمود:

«وَ للّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ الَيْهِ سَبيٖلًا وَ مَنْ كَفَرَ فَانَّ اللّٰهَ غَنِىٌّ عَنِ الْعٰالَميٖنَ».[2]

و براى خدا بر مردم است كه آهنگ خانه (او) كنند، آنها كه توانايى رفتن به سوى آن دارند. و هر كس كفر ورزد (و حج را ترك كند، به خود زيان رسانده)، خداوند از همه جهانيان، بى‏نياز است

شيخ كلينى رحمه الله به طريق معتبر از حضرت صادق عليه السلام روايت نموده كه: «هركس از دنيا برود و بدون حاجت ضرورى، يا بيمارى و يا منع سلطان، حَجّة الاسلام به جا نياورده باشد، چنين كسى هنگام مردن، به يهوديت يا نصرانيت از دنيا خواهد رفت».[3]

1- حَجّة الاسلام-(یا همان حج واجب) كه بر مكلّفِ مستطيع واجب است- در تمام عمر، فقط يك مرتبه واجب مى‌گردد.[4]

على بن احمد رحمة اللَّه عليه از محمّد بن ابى عبد اللَّه، از محمّد بن اسماعيل، از على بن عبّاس، از قاسم بن ربيع صحّاف، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت:

حضرت ابا الحسن على بن موسى الرّضا عليه السّلام در جواب مسائل وى مكتوبى ارسال فرمودند كه در آن نوشته بود:

علّت و سرّ تشريع حجّ امورى است به اين شرح:

1: سير و حركت به سوى خداوند تبارك و تعالى.

2: طلب زياد شدن مال.

3: خارج شدن بنده از گناهانى كه مرتكب شده در حالى كه از گذشته‏ها توبه نموده و عازم باشد بر اطاعت نسبت به آينده.

4: صرف مال و به تعب انداختن بدن و منع آن از شهوات و لذّات.

5: تقرّب جستن در عبادت به حضرت حقّ عزّ و جلّ.

6: خضوع و خشوع و خاكسار شدن در گرما و سرما.

7: در امان و خائف بودن در حالى كه طول انجام عمل در رنج و مشقّت قرار بگيرد.

8: رسيدن منافع به جميع خلائق و حصول رغبت به حضرت حق سبحانه و تعالى.

9: زوال قساوت قلب و بر طرف شدن خساست و دنائت از نفس.

10: زوال نسيان و بر طرف شدن قطع اميد و رجاء.

11: تجديد حقوق.

12: بازداشتن نفوس از فساد....

عمر بن عبد العزيز، از مردى از هشام بن حكم نقل كرده كه وى گفت: از حضرت ابا عبد اللَّه عليه السّلام سؤال كرده و محضرش عرضه داشتم:

علّت اين كه خداوند متعال بندگانش را مكلّف به حجّ و طواف بيت نموده چيست؟

حضرت فرمودند: خداوند متعال خلائق را نسبت به آنچه در دين طاعت محسوب شده و در دنيا مصلحت خلائق به حساب مى‏آمد به ايشان امر و از آنچه مفسده داشت آنها را نهى فرمود، بارى در حجّ كه از طاعات دينى محسوب مى‏گردد حقّ عزّ و جلّ اجتماع مردم از مشرق و مغرب براى انجام مراسم آن را به چند علّت واجب نمود:

1: بين مسلمين و اهل قبله تعارف و شناخت حاصل شود.....

2: آثار رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و اخبار آن جناب دانسته شده و مذاكره گشته و فراموش نگردد.

و اگر هر قوم و طائفه‏اى در شهر خود مانده و به منظور انجام مراسم حجّ از آن خارج نگردند هلاك شده و شهرها ويران گشته و ارباح و سودها زائل گرديده و اخبار و روايات مأثوره از معصوم عليه السّلام محو گشته و احدى بر آنها مطّلع نمى‏گردد، اين است علّت ايجاب و تشريع حجّ.[5] 

شاید بگید ما که از بعضی حاجی ها این فوائد رو نمیبینم ،اره درست میگید رفتن به حج واجبه خیلی خوبه ولی فوائد ان رو با یه شرائطی میشه بدست اورد و نگه داشتن ان مهمه که در حدیث پایین اومده بله بشرطی بعدش گناه نکنه                   

عن الصادق عليه السلام: الحاجّ لا يزال عليه نُورُ الْحَجَ ما لم يُلمَّ بِذَنْب. [6]

یعنی: نورحج از جاجی زائل نمیشود تاوقتی که به گناه نزدیک نشده .
 



[1]  : (ذخيره، ج 1، ص 44 و كتاب حدود ص 39)

[2]  : آل عمران: 97

[3]  : كافى ج 4/ 268/ 1

[4]  : مناسك حج (محشى)؛ ص: 15

[5]  : علل الشرائع-ترجمه ذهنى تهرانى    ج‏2    307تا311

[6]   : اصول كافى، ج 4، ص 255