حیات واقعی(۱)وضو

 در علم پزشکی زنده به کسی می گویند که دارای علائم حیاتی باشد، قلب او بتپد، سیگنال های مغزی داشته باشد و نفس بکشد. این فرد زنده است ولو نتواند حرف بزند یا تشخیص بدهد. اما در لسان دین مرده و زنده تعریف دیگری دارد. برای درک مفهوم حیات دینی از مرگ از کارشناس ارشد دین نظر می گیریم: امیر المؤمنین «علیه السلام» می فرماید: «فالصوره صوره انسان و القلب قلب حَیَوان، لا یعرف باب الهدی فیَتَّبِعَه و لا باب العَمی فیَصُدُّ عنه و ذالک میت الاحیاء؛ مرده کسی است که تنها از آدمیت صورت انسانی را به ارث برده و لیکن قلب و دل او حیوانی است و خصیصه دل حیوانی این است که بد و خوب را به جای خودشان تشخیص نمی دهد، یعنی راه هدایت را به عنوان هدایت تشخیص نمی دهد تا از آن پیروی کند و راه کوری و بدبختی را کوری و بدبختی نمی داند تا از آن دوری کند». بیشتر ملاک حرکت برای او هوای نفس و لذت های نفسانی و احیانا در مواردی تعصبات کور و منافع گروهی است. امام علی «علیه السلام» این فرد را مرده ای در میان زنده ها معرفی می کند. خوب اگر نفهمیدن و جهل مایه موت است، پس برای همین است که روایت شریف می فرماید: «الجاهل میت بین الاحیاء؛ جاهل مرده ای است بین زنده ها» یا می فرماید: «الجهل ممیت الاحیاء؛ جهل زنده ها را می کشد». حالا میتوان گفت ملاک زنده بودن و حیات معنوی به دست آمد و آن شعور و فهم و ارده است. فهم خوبیها و بدی ها و اراده کردن خوبیها و ارزش ها، این می شود زنده بودن، این می شود صورت و صیرت انسانی. قدرت این درک و شعور را خداوند در انسان نهاده است و هرکسی دستکاری در و جود خود نکند راحت می تواند این شعور را در خود بیابد، لذا فرمود:

«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُون‏؛ پس روى خود را متوجّه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده دگرگونى در آفرينش الهى نيست اين است آيين استوار ولى اكثر مردم نمى‏دانند «روم/ 30»

و در سوره" اعلى" مى‏فرمايد:«سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى (1) الَّذِي خَلَقَ فَسَوَّى (2)... فَذَكِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّكْرى‏ (9)سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى‏ (10) وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى (11) منزّه شمار نام پروردگار بلندمرتبه‏ات را! (1)همان خداوندى كه آفريد و منظم كرد، (2)...پس تذكّر ده اگر تذكّر مفيد باشد! (9)و بزودى كسى كه از خدا مى‏ترسد متذكّر مى‏شود. (10)امّا بدبخت‏ترين افراد از آن دورى مى‏گزينند، (11)»

و در سوره" شمس" مى‏فرمايد:«وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها؛ و قسم به جان آدمى و آن كس كه آن را (آفريده و) منظّم ساخته، (7)سپس فجور و تقوا (شرّ و خيرش) را به او الهام كرده است، (8)كه هر كس نفس خود را پاك و تزكيه كرده، رستگار شده (9)و آن كس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته، نوميد و محروم گشته است! (10)»... * در ترجمه ها از ترجمه آیت الله مکارم حفظه الله استفاده شده است