حجاب به سبک هستهی آلبالو!
حجاب به سبک هستهی آلبالو!

دههی اول محرم امسال، مهمان شهرستان «اُ» بودم. ظهرها برای نماز به یک دبیرستان دخترانه میرفتم و بعد از نماز هم، در 5 دقیقه، نکتهای قرآنی مطرح میکردم. یکی از روزها، وقتی میخواستم نماز را اقامه کنم، یک هستهی آلبالو افتاد توی سجادهام!
نماز که تمام شد، هسته را در دست گرفتم و به بچهها نشان دادم؛ احساس کردم یکی دو نفر دارند پچ پچ میکنند! شاید هم با خود فکر کردند میخواهم دعوایشان کنم! هسته را در دست گرفتم و گفتم: «بچهها! امروز این هستهی آلبالو مأمور شد تا یک نکتهی قشنگ به شما بگویم...»
شش دانگ حواسها جمع شد! ادامه دادم: «ببینید! یک هستهی درخت آلبالو، درون یک حصار و دژ استوار قرار گرفته است و هیچ آفتی نمیتواند به آن گزندی برساند! هرچند درون این حفاظ غیرتمند محدود شده است؛ اما هنگامی که در جایگاه رسمی و قانونی خود قرار بگیرد؛ تبدیل به یک درخت زیبای آلبالو با میوههای سرشار از سود و منفعت میشود...» همهشان گوش بودند و بعد از این سخن، در فکر... بی این که واژهی «حجاب» را به کار ببرم!
مرتضی اسدی
به نام خدا. نویسندگان این وبلاگ مجموعه ای از طلاب و فضلای علوم دینی با تحصیلات تخصصی در رشته های مختلف علوم انسانی هستند که هر یک دارای تجربیاتی در زمینه های تبلیغ و تدریس و تحقیق و مشاوره و پاسخ به پرسش ها می باشند. برای ارتباط با مدیریت وبلاگ می توانید از کامنت استفاده کنید و یا به آدرس gtpabr@gmail.com نامه بفرستید.