نقش دگمه در اقتصاد مقاومتی
بسم الله

حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی (اعلی الله مقامه الشریف) میفرمودند: «من از روز اولی که خودم را شناختم و روی پای خودم ایستادم، از البسهی خارجی استفاده نکردهام...» ایشان تا آخر عمرشان هم همین طور بودند و میفرمودند: «این یک راه مبارزه با استعمار و استعمارگران است.»
یک وقتی من هنوز کوچک بودم، خیاط آمد و به ایشان گفت: «آقا! دگمه از خارج میآید و برای قبا ناچاریم از آن استفاده کنیم.» ایشان اجازه ندادند و مدتی در این فکر بودند که چه کنند؛ بعد یکی گفت: «بعضی از خانمها در خانه از این قیطانهایی که به لبهی عبا میدوزند، شبیه دگمه درست میکنند و شما میتوانید این را به خیاط بدهید [تا از آن برای لباس، دگمه درست کند]...» و لذا لباسهای ایشان هیچوقت دگمه نداشت و از همین قیطانهایی که در داخل تولید میشد [به عنوان دگمه لباسشان] استفاده میکردند.
گفتوگوی حجت الاسلام دکتر سیدمحمود مرعشی نجفی (فرزند آیت الله مرعشی نجفی) با روزنامهی اطلاعات، مورخ 10 شهریور 1370، شمارهی 19412
لطفن دقت کنید:
1. حضرت امام خامنهای روحی فداه فرمودند جهاد اقتصادی، بعضیها (یعنی خیـــــلــــیها!) خیال کردند باید زیاد کار کنند! این درسته؛ اما همیشه باید زیاد کار کرد و البته با وجدان! اما دوباره آقا فرمودند که منظورشون این بوده که یه دشمنی در مقابل هست: «جهاد اقتصادى، صرفاً تلاش اقتصادى نيست. جهاد يک بارِ معنایى ويژهاى دارد. هر تلاشى را نمیشود گفت جهاد؛ در جهاد، حضور و رويارویى با دشمن، مفروض است. انسان يک تلاشى میكند، دشمنى در مقابل او نيست؛ اين جهاد نيست؛ اما يک وقت شما میخواهيد يک تلاشى را انجام دهيد كه بهخصوص يک دشمنى سينه به سينهى شما ايستاده است؛ اين میشود جهاد.» الانم همون بعضیها، فکر(!!) میکنند اقتصاد مقاومتی، یعنی پول جمع کردن و خرج نکردن تا جایی که ممکنه! رفتار آیت الله مرعشی نجفی (رحمه الله تعالی)، یه کارگاه آموزشی برای درک درست اقتصاد مقاومتیه و صد البته حمایت از تولید ملی، کار و سرمایهی ایرانی...
2. میشه تو خونه کارهایی کرد که بشه ترویج اقتصاد مقاومتی! اگه اصرار بر داشتهها، توانمندیها و خلاقیت خودمون داشته باشیم، به درمان و بهبود جراحتهای اقتصادی، نزدیک و نزدیکتر خواهیم شد.
3. اگه قراره اتفاقی بیوفته، از خودمون شروع میشه؛ یعنی راه حل مشکل، دست ما مردمه نه اون بعضیها که بالا گفتم! خواستم یه چتر برای دخترم بخرم. هر فروشگاهی رفتم و پرسیدم ایرانیشو دارین؛ اول یه نگاهی بهم میکردند که فکر میکردم یه سوسکی چیزی داره از لباسم بالا میره!!! بعدش میگفتند: «چینیشو داریـــــــم، ایرانیهاش کیفیت نداره و ...» خلاصه خودزنی از نوع ایرانی دیگه!!! منم نخریدم؛ انقد گشتم تا یه چتر وطنیِ خوشگل و با کیفیت پیدا کردم برا دخترم؛ البته فقط رنگشصورتی نبود! اما بالاخره با مقاومت جلوی چینیها، ایرانیشو پیدا کردم. الانم خوشحالم...
4. بعضی وقتها یه دگمه میشه مأمور تذکر دادن به ما...
پیروز باشید.
به نام خدا. نویسندگان این وبلاگ مجموعه ای از طلاب و فضلای علوم دینی با تحصیلات تخصصی در رشته های مختلف علوم انسانی هستند که هر یک دارای تجربیاتی در زمینه های تبلیغ و تدریس و تحقیق و مشاوره و پاسخ به پرسش ها می باشند. برای ارتباط با مدیریت وبلاگ می توانید از کامنت استفاده کنید و یا به آدرس gtpabr@gmail.com نامه بفرستید.