درس های خاطره انگیز4
به نام خدا
اثر توصیه هایم!
سالها روحانی آنجا (روستای س) نرفته بود. مردم نمیدانستند چه کار کنند. هنگام ذکر مصائب گریه نمیکردند. همه برقها روشن بود. من مصیبت میخواندم و آنها مستقیم صورتم را نگاه میکردند. انگار هیچ اتفاق خاصی نیفتاده! یک شب درباره ارزش گریه و تباکی صحبت کردم. بعد هم گفتم هنگام ذکر مصیبت برقها را خاموش کنند. لحظاتی از آغاز توسل و خاموش شدن برقها نگذشته بود که صدای سر و صدا شنیدم. اولش فکر کردم دارند گریه میکنند. خوشحال شدم. ناگهان شروع کردند به روشن کردن چراغها. دیدم بچهها در تاریکی دعوایشان شده و بزرگترها دارند جدایشان میکنند! به سرعت برنامه را تمام کرده و شروع به دعا کردم. دعا که تمام شد، دعوای آنها هم پایان یافت! آن شب اثر توصیههایم را دیدم!
کم کم وضعیت بهتر شد. چند سال دیگر هم آنجا رفتم. دیگر یاد گرفته بودند که چه کار کنند. گاهی موقع مقتلخواندن، صدای گریه شنیده میشد. گاهی هنگام سینهزنی هم گریه میکردند. دلهاشان نرم شده بود. خاصیت مصیبت امام حسین علیه السلام همین است.
به نام خدا. نویسندگان این وبلاگ مجموعه ای از طلاب و فضلای علوم دینی با تحصیلات تخصصی در رشته های مختلف علوم انسانی هستند که هر یک دارای تجربیاتی در زمینه های تبلیغ و تدریس و تحقیق و مشاوره و پاسخ به پرسش ها می باشند. برای ارتباط با مدیریت وبلاگ می توانید از کامنت استفاده کنید و یا به آدرس gtpabr@gmail.com نامه بفرستید.