بسم الله

جایی از وصيتنامه‌اش نوشت:

«جنازه‌ی مرا بر روی مین‌ها بیندازید تا منافقین فکر نکنند ما در راه خدا از جنازه‌مان دریغ داریم! به دامادی دو ماهه‌ی من ننگرید، دامادی بزرگی در پیش دارم

همه‌ی ما نَقل درآویختگان به شاخه‌های طوبی را در مفاتیح خوانده‌ایم؛ اما غلامعلی خوب می‌دانست چگونه پیچک شاخه‌های طوبی شود و قد بکشد... راهش را بلد بود؛ ولایت! همین و بس. نباید هم از مین‌ها بترسد... باید هم دامادی بزرگی در پیش داشته باشد. گوارای وجودت مَرد!

اما ما قبرستان‌نشینان عادت‌های سخیف، هنوز دنبال شاخه‌های زقوم هستیم و هر روز برای ولایت شاخ و شانه می‌کشیم... خوش به حالت که عاشقانه و عاقلانه دست امامت را می‌بویی و می‌بوسی... برایت نشان از حجت حق دارد این دست‌های امام...